تبليغاتX
زنبیل را بردارو بیار -

تـو زنـدگـي مـســافــريــم يـه روز مـيايم به اين خونه

امـا يــه روز بــايــد بــريــم تـو ايـن ســراي بــي وفــا

كـــه پـــر شـــده از آدمـــافقط ميمونه چند تا عكس

يـا مـشـتـي از خـاطره هايـكـي مـيشه اهل هوس

طـالــب شــاديــه و بــس اسـيـر دل خـواسـتـنـيـهـا

روحش رو بسته تو قفس يـكـي مـيشه عاشق زار

در بـــدر و دنـــبـــال يـــاريـه لــحــظــه آروم نــداره

دلـش هـمـيشه بي قراريـكـي بـه فـكـر شـهـرتـه

بــه فـكـر اسـم و قـدرتـه دنـيـا بـراش جـايــي كــه

مـــخــزن پــول و ثــروتــه يـكـي ميشه باده پرست

يـه آدم هـمـيـشه مست براش چـه فـرقـي مـيكنه

با كي پاشد ياكه نشست يـكـي كـارش دل بـردنــه

جـون رو بـه لب رسوندنه تـا لـب چـشـمـه بردن و

لـب تـشـنـه بــاز آوردنــه مـن و تـو هـم مـسافريم

يـه روزي از ايـنـجـا ميريم بـيا كه دل رو نشكونيم

با رفـتـن از دلـها نـريم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط pouria fathi  |